ملا حسين كاشفى سبزوارى

77

روضة الشهداء ( فارسي )

آتش غم در جان آن پاكيزگان افتاد دختر امام حسين عليه السّلام چهره به خون دل مىآلود كه وا أبتاه و خواهرش جامه حيرت به دست حسرت چاك مىزد كه وا أخاه حرم محترمش مىناليد كه دريغا گل رخسار گلبن گلشن ولايت از شاخسار حيات فرو خواهد ريخت ، فرزند دلبندش زين العابدين عليه السلام مىزاريد كه افسوس كه دست روزگار غدار غبار يتيمى بر فرق من خواهد ريخت و زمانه جفا پيشه را با وجود جبّارى بر حال آن مظلومان رحم مىآمد و جهان سخت دل را با آن همه بىرحمى بر آن محرومان دل مىسوخت فلك به زبان حسرت مىگفت . پشت امل ز بار مصيبت شكسته شد * وا حسرتا كه رشته دولت گسسته شد زمين از روى نياز ناله مىكرد : بيداد بين كه عالم غدّار مىكند * غوغا نگر كه دهر ستمكار مىكند امام حسين ( ع ) اهل بيت را تسلّى مىداد و به صبر مىفرمود كه كليد در نجات است . صبر كن الصّبر مفتاح الفرج * اى كه هستى از حوادث در حرج اما سرگردانى موسى كليم و گريختن او از فرعون لئيم و آزارها ديدن از قوم خويش و شنيدن سخنان ناملايم از كم و بيش اشتهارى تمام دارد و فرار امام حسين ( ع ) از جفاى حكام شام و مهجور ماندن از زيارت جدّ بزرگوار خود عليه السلام و سرگردانى در صحراى كربلا و مبتلا شدن از بىوفائى امّت به انواع كرب و بلا در محل خود ازين اين كتاب رقم تحرير و سمت تسطير خواهد يافت هر سخن وقتى و هر نكته مكانى دارد . بيان ابتلاى ايّوب پيغمبر ( عليه السلام ) ديگر از پيغمبران على نبيّنا و آله و عليه السلام بليّه ايّوب مشهور است و صبر او در بلا بر همه زبان‌ها مذكور ، آرى لشكر نعمت كه در رسد درگاه بيگانگان طلبد تا فرود آيد و طليعه سپاه محنت كه بيايد زاويه آشنايان جويد و در آنجا نزول فرمايد اى دنياداران شما را نعمت و سو در خور است اى دوستان و هواداران شما را زحمت و شور خوشتر است در يكى از كتب سماوى مسطور است كه فرزندان آدم بدانيد كه آسمان خزينه